مُردَم

و نتوانستم بگویم

در انتظار تو مُرده ام

 

آن هواپیما

توقف کرده در میانه ی آسمان

که تو را که یک توده ابر خوش سفر هستی

سوار کرده

و به تهران بیاورد

 

مهر آباد مَلول

حلقه ای از کوچه های شادمان خود را

به رسم خوش آمد گویی

برای تو آورده است

 

تو با اخبار نمناکی از هواشناسی

پا به تهران می گذاری

و دیدگاهم را نسبت به یخبندان این شهر

تغییر می دهی