خزان
خزان مسافتی از من بود
که در تَدارُک رفتن بود
ولی همین که خزان می رفت
دوباره باز خزان می شد
+ نوشته شده در ساعت توسط amin
|
خزان مسافتی از من بود
که در تَدارُک رفتن بود
ولی همین که خزان می رفت
دوباره باز خزان می شد
کِرم گِرفته دهانِ
سیاهچامه به دوشان
کِرم گرفته دُکانِ
سیاهنامه فروشان
مگر تو نفت بریزی
به دَرزهای دکان ها...
سرِ خرمن قرار من با تو
خر من سر نداشت از آغاز
خر من بال داشت، پر می زد
افق نسبتاً بلندت را...
PN
استفاده از سه ضرب المثل و اصطلاح در این دو بیت در موضوعی عاشقانه:
-وعده سر خرمن دادن(سر خرمن قرار من با تو)
-خر ما از کرگی دم نداشت با کمی تغییر و در واقع بزرگنمایی(خر من سر نداشت از آغاز)
-بلند پروازی(خرمن بال داشت پر می زد/افق نسبتاً بلندت را)