تو واقعاً باغ های انگوری
تو واقعاً باغ های انگوری
که در خماری گزمه ها
ساقه می دوانی
بار می دهی
و از فشردن ضربان قلب آن ها
شراب می گیری
گفتم گزمه ها؟!
گزمه ها که در تاریخ مرده اند
پس چرا هنوز مستی آن ها ادامه دارد؟
مگر مقرّر نبود
که ابرها
سینه کش آسمان بنشینند و
تصویر چیزهایی که دوست دارند شوند
و خود را به دیوار اتاق هاشان بیاویزند
پس در این روزها چرا
همه چیز جهان
به شکل ابرهای مختلف در آمده است؟
حتی گزمه ها
که در تاریخ مرده اند و مستی شان ادامه دارد
به شکل ابرهای مختلف در آمده اند
هوایی از این دست
یحتمل
خبر از آمدن تو دارد
+ نوشته شده در ساعت توسط amin
|
خَدشه ای در تو نیست ،